به نام خدایی که می بخشاید، می بخشاید و می بخشاید...
سلام!

این جا ماه مبارک رمضان است!
سلام های ما را از بالاترین طبقات آسمان –جایی که دیگر دست ابرها هم به آن نمی رسد- دریافت می کنید.
این جا ماه مبارک رمضان است!
درد دل های ما را از گوشه ترین نقطه ی دل –جایی که تا حالا پای شیطان به آن جا باز نشده است- می خوانید.
این جا ماه مبارک رمضان است!
صدای ما را از زیباترین مکان های دنیا –جایی که ملائک هم هنوز آن را ندیده اند- می شنوید.

آری! شک نکنید. این جا هم ماه مبارک رمضان است. جایی که نه تا حالا ابری دیده است و نه شیطانی تسخیر کرده. حتی ملائک هم اجازه ورود به آن را ندارند.
این جا جشنواره حضور انسان های آماده است. یک مسابقه ی تمام عیار. جشنواره ای که هر کس می خواهد به آن که در ذهن دارد، ثابت کند که خودش است، و نه کس دیگر... .
این جا میهمانی است. در سفره هایش عشق بسته بسته، بی شمار و بی حساب به شرکت کنندگان اهدا می شود. حتی روزی به آن هایی که آخر سفره، دست به سینه و مظلومانه نشسته اند می رسد.
هر آن چیز که از زیبایی بگویید، این جا یافت می شود. حیف است در این مسابقه خودتان نباشید و از آن که هستید، کم تر ظاهر شوید. حیف است سفره جمع شود، و هنوز دستانتان خالی باشد از عشق.

ما هم برای سهم داشتن در این جشنواره ی بزرگ، در وسع خودمان تلاشی مختصر کرده ایم. نامش را      
« بسته ی رمضانیه » گذاشته ایم و هر آن چه را که به ذهن ناقصمان رسید، در آن قرار دادیم و کادو پیچش کردیم. نشانی گیرنده را هم نوشتیم: دیدگان پاک، دل های دریایی، گوشه ترین نقطه ی دل...
نشانی فرستنده را هم که می دانید:
کانون وبلاگ نویسان مذهبی

دعا کنید، برای ظهور آقا...

 

 

پی نوشت :

 دیروز بهار بیست و یکم زندگی من بود تو حرم با صفای امام رضا (ع) بودم دو ساله که قسمتم میشه روز تولدم میرم پابوس امام رضا (ع) برا همه دعا کردم و نایب الزیاره همه بودم حتی اونایی که با کم لطفیاشون منو رنجونده بودن .

تو حرم آقا فقط یه چیزی فکرمو سخت مشغول کرده بود کاش میشد تو روز تولدم پاک میشدم مثل اون روزی که متولد شده بودم .

خدایا پاکم کن خاکم کن

 

مهدوی باشید و سبز